در جریان حملات اخیر اسرائیل و آمریکا به ایران، زیرساختهای حملونقل هوایی کشور، شامل فرودگاههای مهم و ناوگان هواپیمایی، خسارتهای قابل توجهی دیدند. این حملات که حوزههای غیربنایی و زیربنایی را نیز درگیر کرده بود، منجر به توقف فعالیت برخی ناوگان، آسیب فیزیکی به فرودگاهها، و اختلال در عملیات پرواز شد.
به گزارش چمدان خبر به نقل از تین نیوز؛ در طول جنگ، هفت فرودگاه کشور هدف یا در معرض آسیب قرار گرفتند، از جمله فرودگاههای مهرآباد، تبریز و کاشان که بیشترین خسارت را دیدند. این فرودگاهها نقش حیاتی در شبکه حملونقل هوایی داخل کشور و مدیریت ناوبری، خدمات فنی و زمینی دارند، بنابراین خسارت به آنها تاثیر زیادی بر اقتصاد و عملیات هوایی کشور دارد.
آسیبهای وارد شده به این فرودگاهها شامل تخریب سازهها، خسارت به باندها، اختلال در سامانههای ناوبری و الکترونیکی، و توقف خدمات زمینی بوده است. حتی پس از تعمیرات سریع، این خسارات منجر به تأخیر پروازها، لغو آنها و افزایش هزینههای عملیاتی شده است.
حذف ۶۰ فروند هواپیما از چرخه پرواز
دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی اعلام کرد که حدود ۶۰ فروند هواپیمای مسافربری کشور در اثر این حملات، از چرخه فعالیت خارج شدند. با توجه به ناوگان حدود ۱۶۰ تا ۱۸۰ هواپیمایی، این رقم نشاندهنده کاهش قابل توجه ظرفیت هوایی است و فشار زیادی بر برنامهریزی پروازها وارد کرده است.
برآورد خسارتهای مالی و اقتصادی
خسارت عدمالنفع ناشی از خروج این هواپیماها حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. این خسارت شامل کاهش فروش بلیت، لغو یا تأخیر پروازها، تأثیر بر خدمات جانبی مانند بار و پست هوایی، و هزینههای جابهجایی مسیرهای جایگزین است. شرکتهایی مانند ماهان، ایران ایر، و زاگرس بخشی عمده این خسارت را متحمل شدهاند.
تأثیرات بر تجهیزات و زیرساختهای ناوبری
علاوه بر خسارات فیزیکی به ساختمانها، سامانههای ناوبری، رادارها، سیستمهای روشنایی باند، و ارتباطات هوا-زمین نیز آسیب دیدهاند. این مشکلات در صورت ادامه، ایمنی پروازها را زیر سؤال میبرد و ممکن است فرودگاهها را مجبور به کاهش ظرفیت یا تعطیلی موقت کند.
نصب و کالیبراسیون تجهیزات ناوبری مخصوصاً در شرایط تحریم و کمبود قطعات، فرایندی زمانبر و پرهزینه است و میتواند منجر به کاهش ظرفیت فرودگاهی، تأخیرهای پروازی، و افزایش مصرف سوخت شود.
بازتابهای بلندمدت بر صنعت گردشگری و توسعه ناوگان
با توجه به برنامه کشور برای جذب ۱۵ میلیون گردشگر و نیاز به ناوگان حدود ۵۰۰ هواپیمای فعال، کاهش ناگهانی ظرفیت پس از این حملات، فاصله میان نیازهای آینده و وضعیت فعلی را زیاد میکند. همینطور، کمبود هواپیما، نوسازی ناوگان، و تأمین قطعات، پیش از این مشکلات صنعت هوایی ایران را دشوارتر کرده بود و حالا باید انتظار داشت که بر مدت زمان بازسازی و توسعه تاثیرگذار باشد.
در حالی که بخشی از هواپیماهای آسیبدیده ممکن است دوباره به چرخه برگردند، اما خسارات جدی میتواند منجر به خروج دائم بخشی از ناوگان شود، که در صورت استمرار محدودیتها، فشار بیشتری بر صنعت هوایی و برنامههای گردشگری وارد میکند.

