چمدان خبر – ۲۳ مهر، روز جهانی عصای سفید، فرصتی برای طرح یک پرسش جدی در صنعت گردشگری ایران است: افراد نابینا و کمبینا تا چه اندازه میتوانند بدون وابستگی به دیگران، از موزهها، بناهای تاریخی، هتلها، جاذبههای طبیعی و سایر ظرفیتهای گردشگری کشور استفاده کنند؟
گردشگری زمانی برای همه است که امکان تجربه سفر، نه فقط برای افراد برخوردار از توانایی بینایی، بلکه برای تمام گروههای جامعه فراهم باشد. بااینحال، برای بسیاری از افراد نابینا و کمبینا، بازدید از یک بنای تاریخی، قدمزدن در یک مجموعه گردشگری یا حتی استفاده از خدمات یک هتل ممکن است با موانعی همراه باشد که نه از محدودیت بینایی، بلکه از نبود زیرساخت و خدمات مناسب ناشی میشوند.
در روز جهانی عصای سفید، مسئله فقط احترام به حقوق افراد دارای آسیب بینایی نیست موضوع، سنجش میزان تعهد دستگاههای مسئول به فراهمکردن فرصت برابر برای حضور اجتماعی، فرهنگی و گردشگری این شهروندان است.
آیا جاذبههای گردشگری ایران برای همه قابل تجربهاند؟
وقتی از دسترسپذیری گردشگری صحبت میکنیم، نباید موضوع را صرفاً به نصب مسیرهای ویژه یا مناسبسازی ورودی ساختمانها محدود کنیم. یک گردشگر نابینا برای تجربه مستقل سفر به مجموعهای از خدمات پیوسته نیاز دارد؛ از دسترسی به اطلاعات مقصد و امکان رزرو آنلاین گرفته تا حملونقل مناسب، راهنمای آموزشدیده، تابلوهای بریل، راهنمای صوتی و امکان لمس ایمن ماکت آثار تاریخی.
نبود هرکدام از این امکانات میتواند تجربه سفر را دشوار کند و فرد را به همراهی دائمی دیگران وابسته سازد. در چنین شرایطی، حتی برخورداری یک جاذبه از ارزش تاریخی و فرهنگی بالا نیز لزوماً به معنای امکان بهرهمندی برابر همه گردشگران از آن نیست.
پرسش از مسئولان وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی این است که چه تعداد از موزهها، اماکن تاریخی، هتلها و مراکز گردشگری کشور به امکانات ویژه افراد نابینا مجهز شدهاند؟ آیا آمار مشخصی از وضعیت دسترسپذیری این مراکز، میزان رضایت گردشگران دارای آسیب بینایی و برنامه زمانبندی برای رفع موانع وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند ارزیابی میدانی و انتشار دادههای قابل سنجش است؛ نه صرفاً اعلام اجرای چند برنامه مناسبتی در طول سال.
از همدان و خوزستان تا تجربههای جهانی
البته تصویر گردشگری دسترسپذیر در ایران کاملاً خالی از تجربههای امیدوارکننده نیست. بر اساس گزارشی که شبکه اروپایی گردشگری دسترسپذیر (ENAT) در مارس ۲۰۲۶ درباره اقدامات انجامشده در ایران طی سال ۲۰۲۵ منتشر کرد، در موزه پزشکی همدان، یک بازدید ویژه گردشگران نابینا با حضور ۱۰ نفر برگزار شد. فایلهای صوتی معرفی موزه، ماکتهای قابل لمس و بروشور بریل از جمله امکانات این برنامه بود.
همین گزارش به برگزاری کارگاه آموزشی برای راهنمایان گردشگری همدان و بررسی وضعیت دسترسپذیری برخی موزهها، اماکن تاریخی، هتلها و مسیرهای شهری در همدان و خوزستان نیز اشاره میکند. این اقدامات نشان میدهد که امکان طراحی تجربههای گردشگری متناسب با نیاز افراد نابینا در کشور وجود دارد؛ اما گزارش یک تجربه موفق محلی، بهتنهایی اثباتکننده فراگیری این خدمات در سطح ملی نیست.
در سطح بینالمللی نیز تجربههای قابلتوجهی وجود دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی در فوریه ۲۰۲۶ درباره اقدامات ایتالیا برای دسترسپذیرکردن میراث فرهنگی، از امکاناتی در محوطه باستانی پمپئی مانند تابلوهای بریل، راهنمای صوتی با کدهای QR، ماکتهای لمسی و بازسازی برجسته آثار تاریخی خبر داد. در فلورانس نیز راهنماهای اطلاعاتی درباره امکانات دسترسپذیری موزهها و مسیرهای بازدید تهیه شده است.
اهمیت این اقدامات در آن است که فرد نابینا صرفاً به بازدید از یک مکان وارد نمیشود، بلکه امکان شناخت، لمس و درک بخشهایی از میراث تاریخی را نیز پیدا میکند؛ تجربهای که بدون طراحی مناسب، ممکن است به توضیحات کوتاه یک همراه محدود بماند.
گردشگری دسترسپذیر؛ یک استاندارد، نه یک اقدام تشریفاتی
سازمان جهانی گردشگری ملل متحد نیز با انتشار دستورالعملهایی برای کسبوکارهای گردشگری، شرکتهای حملونقل، مراکز اقامتی، مدیران مقاصد و متولیان میراث فرهنگی، بر ضرورت طراحی خدمات فراگیر تأکید کرده است. این راهنماها دسترسپذیری را موضوعی زنجیرهای میدانند؛ به این معنا که اطلاعات سفر، مسیر دسترسی، خدمات اقامت و تجربه بازدید باید در کنار یکدیگر قابل استفاده باشند.
برای ایران نیز این رویکرد میتواند مبنای تدوین یک برنامه ملی قرار گیرد؛ برنامهای که در آن، وضعیت دسترسپذیری جاذبهها بهصورت شفاف اعلام شود، استانداردهای مشخص برای خدمات صوتی و لمسی تدوین شود، راهنمایان آموزش ببینند و حمایتهای لازم برای مناسبسازی مراکز گردشگری در نظر گرفته شود.
همچنین لازم است وبسایتهای رزرو هتل، سامانههای فروش بلیت و پلتفرمهای معرفی جاذبهها با فناوریهای صفحهخوان سازگار باشند. زیرا سفر دسترسپذیر از لحظه ورود به موزه آغاز نمیشود؛ از همان زمانی آغاز میشود که فرد میخواهد مقصدی را انتخاب کند و برای سفر خود برنامهریزی داشته باشد.
مطالبهای فراتر از یک روز جهانی
روز جهانی عصای سفید نباید به انتشار پیامهای تبریک و تأکیدهای کلی درباره حقوق افراد دارای معلولیت محدود شود. معیار واقعی حمایت، میزان استقلالی است که افراد نابینا در زندگی روزمره و تجربه سفر به دست میآورند.
از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مدیران موزهها، هتلداران، شهرداریها و متولیان اماکن تاریخی انتظار میرود بهجای اقدامات پراکنده و مقطعی، گزارشی روشن از وضعیت موجود، موانع پیشرو و برنامه عملیاتی خود ارائه دهند.
آیا برای مناسبسازی جاذبههای گردشگری بودجه مشخصی در نظر گرفته شده است؟ چه تعداد از راهنمایان گردشگری آموزش تخصصی دیدهاند؟ کدام موزهها به ابزارهای صوتی و لمسی مجهز شدهاند و چه برنامهای برای گسترش این خدمات وجود دارد؟
پاسخگویی به این پرسشها میتواند روز جهانی عصای سفید را از یک مناسبت تقویمی به نقطه شروعی برای تغییر تبدیل کند.
گردشگری فراگیر یعنی فرد نابینا نیز بتواند مقصد سفرش را انتخاب کند، به آن برسد، از میراث فرهنگی لذت ببرد و با استقلال و کرامت انسانی تجربهای بهیادماندنی داشته باشد. عصای سفید نباید در برابر موانعی قرار گیرد که با برنامهریزی، آموزش و مدیریت درست قابل رفعاند؛ مسئولیت اصلی، ساختن محیطی است که سفرکردن را برای همه ممکن کند.

