چمدان خبر – آمارهای منتشرشده از سوی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، تصویری متفاوت از وضعیت گردشگری ایران در دو سال اخیر ترسیم میکند تصویری که در آن، رشدهای مقطعی در ابتدای ۱۴۰۴ خیلی زود جای خود را به افتهای سنگین داده و در بهار ۱۴۰۵ نیز ورود گردشگران به کشور با کاهش قابل توجهی روبهرو شده است.
آمار ارایه شده را اینجا ببینید
به گزارش چمدان خبر ، بر اساس این گزارش، تعداد گردشگران ورودی به ایران در سال ۱۴۰۴ به ۶ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۷۵۲ نفر رسید رقمی که نسبت به ۷ میلیون و ۳۹۹ هزار و ۵۰۳ نفر در سال ۱۴۰۳، ۱۶.۱۳ درصد کاهش نشان میدهد. در همین دوره، خروج گردشگران نیز از ۱۴ میلیون و ۴۶۶ هزار و ۲۲۱ نفر به ۱۴ میلیون و ۱۷ هزار و ۸۸۷ نفر کاهش یافته و افتی ۳.۱۰ درصدی ثبت کرده است.
اما بخش نگرانکنندهتر آمار در سال ۱۴۰۵ دیده میشود. در سه ماه نخست ۱۴۰۵، ورود گردشگران به کشور ۱ میلیون و ۸۷۷ هزار و ۶۸۲ نفر ثبت شده که در مقایسه با ۲ میلیون و ۸۵۵ هزار و ۱۴۶ نفر در مدت مشابه سال ۱۴۰۴، ۳۴.۲۴ درصد کاهش دارد. خروج گردشگران نیز در همین مدت از ۱ میلیون و ۹۱۴ هزار و ۷۸۶ نفر به ۹۲۸ هزار و ۷۴۶ نفر رسیده و ۵۱.۵ درصد کاهش داشته است.
این اعداد را نمیتوان صرفاً یک نوسان معمول فصلی دانست. اگرچه گزارش وزارت میراثفرهنگی افت ورود گردشگران را در مقاطع مختلف به جنگ ۱۲روزه، ناآرامیهای دیماه و سپس آغاز جنگ در اسفند ۱۴۰۴ مرتبط میکند، اما روند آماری نشان میدهد که صنعت گردشگری پیش از آخرین شوک نیز با بیثباتی قابل توجهی مواجه بوده است.
رشدهای ابتدای ۱۴۰۴ دوام نیاورد
یکی از نکات مهم این گزارش، رفتار ماهبهماه آمار در سال ۱۴۰۴ است. فروردین با رشد ۴۸.۵ درصدی و اردیبهشت با رشد ۸.۷۵ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل آغاز شد، اما از خرداد ورق برگشت؛ ورود گردشگران در خرداد ۱۹.۶۸ درصد، تیر ۵۲.۶۸ درصد، مرداد ۲۲.۷۹ درصد و شهریور ۱۸.۴۲ درصد کاهش یافت.
در نیمه دوم سال، مهر و آبان دوباره رشدهایی بهترتیب ۱۰.۹۱ و ۱۲.۷۶ درصد ثبت کردند، اما از دیماه روند نزولی شدیدتر شد و در اسفند، ورود گردشگران نسبت به اسفند سال قبل ۶۷.۸ درصد کاهش داشت.
این نوسان یک پیام مهم دارد: مسئله گردشگری ایران فقط کمبود تقاضا نیست؛ مسئله، شکنندگی تقاضا در برابر شوکهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی است. بازاری که با یک دوره کوتاه ثبات میتواند رشد کند، اما با یک شوک دوباره بخش بزرگی از تقاضای خود را از دست میدهد، برای سرمایهگذاری بلندمدت به محیط باثباتتری نیاز دارد.
یک مزیت مهم ایران؛ همسایگان هنوز بازار اصلی هستند
یکی از نقاط قوت قابل توجه در دادههای منتشرشده، نزدیکی جغرافیایی بازارهای اصلی گردشگری ایران است. در جدول ورودی سال ۱۴۰۴، عراق با ۳ میلیون و ۶۷۱ هزار و ۵۶۹ نفر بزرگترین مبدأ ثبتشده است و پس از آن افغانستان با ۷۱۸ هزار و ۴۷۷ نفر، ترکیه با ۴۰۷ هزار و ۲۰۸ نفر، جمهوری آذربایجان با ۲۲۱ هزار و ۵۱۹ نفر و ارمنستان با ۲۱۵ هزار و ۵۵۷ نفر قرار دارند.
تنها همین پنج بازار بیش از ۸۴ درصد از کل ورودی ثبتشده در جدول مبدأ سال ۱۴۰۴ را تشکیل میدهند. این تمرکز از یک طرف مزیت است؛ زیرا ایران برای جذب گردشگر در بازارهای نزدیک، مزیت جغرافیایی، فرهنگی و زمینی دارد. از طرف دیگر، وابستگی شدید به چند بازار محدود، ریسک صنعت را بالا میبرد.
به بیان ساده، بازار همسایگان یک نقطه قوت است، اما اتکای بیش از اندازه به آن میتواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود.
برای نمونه، در سه ماه نخست ۱۴۰۵ نیز عراق، افغانستان و ترکیه در جدول مبدأ در میان اعداد بالاتر قرار دارند. با این حال، در این بخش یک مسئله مهم آماری وجود دارد که نباید از آن عبور کرد: مجموع جدول مبدأ ۹۲۸ هزار و ۷۴۶ نفر درج شده، در حالی که جدول ماهانه، ورود گردشگران در همین سه ماه را یک میلیون و ۸۷۷ هزار و ۶۸۲ نفر اعلام میکند. بنابراین این جدول مبدأ با جدول کل ورودی همخوان نیست و برای رتبهبندی قطعی بازارهای ورودی ۱۴۰۵ نیاز به توضیح یا راستیآزمایی بیشتر دارد.
ضعف اصلی کجاست؟ گردشگری ایران هنوز در برابر شوکها مقاوم نیست
دادههای این گزارش نشان میدهد که صنعت گردشگری ایران در برابر چند نوع شوک همزمان آسیبپذیر است:
شوک امنیتی:
افت شدید ورود گردشگران پس از رخدادهای امنیتی نشان میدهد تصویر مقصد و ادراک امنیت، مستقیماً بر تقاضای سفر اثر میگذارد.
شوک اقتصادی:
حتی در شرایطی که امکان ورود گردشگر وجود دارد، تورم، نرخ ارز، هزینه حملونقل و افزایش هزینه اقامت میتواند سفر را برای بخشی از بازارها دشوار کند.
شوک زیرساختی و حملونقل:
ساختار ورود گردشگران ایران بهشدت به مرزهای زمینی وابسته است. در سال ۱۴۰۴، از ۶.۲ میلیون ورودی، حدود ۴.۶۳ میلیون نفر از مسیر زمینی، ۱.۵۵ میلیون نفر از مسیر هوایی و حدود ۱۸ هزار نفر از مسیر دریایی وارد کشور شدهاند. به این ترتیب، نزدیک به سهچهارم ورودیها از مسیر زمینی انجام شده است.
این وابستگی هم فرصت است و هم هشدار. فرصت است چون بازارهای زمینی منطقه ظرفیت بزرگی برای ایران ایجاد میکنند؛ هشدار است چون هر اختلال در مرزهای زمینی، وضعیت کشورهای همسایه یا مناسبات منطقهای میتواند بخش بزرگی از جریان ورودی را تحت تأثیر قرار دهد.
در برابر این وضعیت، چه باید کرد؟
۱. گردشگری نباید با هر بحران از نقطه صفر شروع کند
اولین ضرورت، ایجاد سازوکار مدیریت بحران گردشگری است. تجربه آمار ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان میدهد که صنعت گردشگری برای مواجهه با بحرانهای امنیتی و منطقهای، به برنامه از پیش طراحیشده برای حفظ بازار، اطلاعرسانی، ارتباط با گردشگران و بازگرداندن تقاضا نیاز دارد.
۲. بازارهای همسایه باید حفظ شوند، اما بازارهای جدید نیز ساخته شوند
عراق، افغانستان، ترکیه، آذربایجان و ارمنستان برای گردشگری ایران اهمیت بالایی دارند. اما این وابستگی باید با توسعه بازارهای آسیای مرکزی، روسیه، چین، کشورهای عربی و سایر بازارهای دارای ظرفیت کاهش پیدا کند.
جدول مبدأ نشان میدهد که در سال ۱۴۰۴، علاوه بر بازارهای بزرگ منطقهای، کشورهایی مانند روسیه، چین، هند و کشورهای اروپایی نیز سهمهایی هرچند کوچک از ورودیها داشتهاند.
۳. حملونقل هوایی نباید حلقه ضعیف زنجیره گردشگری باشد
افت ۸۰.۱۱ درصدی ورودی از مسیر هوایی در سه ماه نخست ۱۴۰۵ در مقایسه با مدت مشابه ۱۴۰۴، در کنار کاهش ۴۱.۶۶ درصدی مسیر زمینی و ۷۹.۱۱ درصدی مسیر دریایی، نشان میدهد که تمام مسیرهای ورود تحت فشار قرار گرفتهاند؛ اما حملونقل هوایی بهویژه برای بازارهای دورتر، اهمیت استراتژیک دارد.
بدون پروازهای منظم، رقابتی و قابل پیشبینی، توسعه بازارهای دوردست عملاً دشوار خواهد بود.
۴. «تعداد ورود» نباید تنها معیار موفقیت باشد
این شاید مهمترین نکته تحلیلی باشد. حتی اگر تعداد ورودیها افزایش پیدا کند، هنوز نمیدانیم این گردشگران چند شب اقامت داشتهاند، چقدر هزینه کردهاند، به کدام شهرها رفتهاند و چه سهمی از اقتصاد محلی ایجاد کردهاند.
آمار مرزی به ما میگوید چند ورود ثبت شده است؛ اما بهتنهایی نمیتواند ارزش اقتصادی گردشگری را اندازهگیری کند.
بنابراین در کنار تعداد ورودی، باید شاخصهایی مانند میانگین مدت اقامت، هزینهکرد گردشگر، تعداد شب اقامت، توزیع جغرافیایی سفر، هدف سفر و سهم گردشگری در اشتغال و درآمد مناطق نیز بهصورت منظم منتشر شود.
چه نباید کرد؟
نباید رشدهای کوتاهمدت را با رونق پایدار اشتباه گرفت. رشد ۴۸.۵ درصدی فروردین ۱۴۰۴ زمانی ارزش تحلیلی دارد که بتواند در ماههای بعد نیز ادامه پیدا کند؛ در حالی که آمار نشان میدهد این رشد خیلی زود معکوس شد.
نباید تمام کاهش گردشگری را به یک عامل نسبت داد. گزارش وزارت میراثفرهنگی بخشی از افت را به تحولات امنیتی و جنگ نسبت میدهد، اما دادهها در ماههای پیش از آن نیز کاهشهای قابل توجهی را نشان میدهند. بنابراین برای سیاستگذاری، باید مجموعه عوامل اقتصادی، حملونقلی، امنیتی و بازاریابی همزمان دیده شوند.
نباید با آمار ورود، درباره کیفیت گردشگری حکم قطعی داد. افزایش ورود الزاماً به معنای افزایش درآمد گردشگری نیست و کاهش ورود نیز بدون بررسی هدف سفر، مدت اقامت و هزینهکرد، تمام ابعاد بحران را توضیح نمیدهد.
و نباید خلأ داده را با حدس پر کرد. اختلاف میان جدول کل ورودی و جدول مبدأ در سه ماه نخست ۱۴۰۵ نمونهای است که نشان میدهد انتشار آمار گردشگری باید همراه با تعریف دقیق شاخص، روش جمعآوری و توضیح درباره اختلافات آماری باشد.
جمعبندی؛ گردشگری ایران بیش از «گردشگر» به ثبات نیاز دارد
آمارهای رسمی منتشرشده، کاهش قابل توجه جریان گردشگران ورودی به ایران را نشان میدهند؛ ۶.۲ میلیون ورودی در سال ۱۴۰۴ در برابر ۷.۴ میلیون در سال قبل و کاهش ۳۴.۲۴ درصدی ورودی در بهار ۱۴۰۵ نسبت به بهار ۱۴۰۴.
اما در دل همین آمار، یک ظرفیت مهم نیز دیده میشود: ایران در بازارهای پیرامونی مزیت جدی دارد و بخش بزرگی از گردشگران از کشورهای نزدیک وارد میشوند. مسئله این است که این ظرفیت هنوز به یک جریان پایدار و مقاوم در برابر بحران تبدیل نشده است.
بنابراین مسئله اصلی گردشگری ایران را نباید فقط در «جذب گردشگر بیشتر» خلاصه کرد. ایران به گردشگری مقاوم در برابر بحران، متنوع از نظر بازار، متکی بر حملونقل قابل اتکا و مجهز به نظام آماری دقیق نیاز دارد.
اگر سیاستگذار تنها به افزایش تعداد ورودیها نگاه کند، ممکن است در مقاطعی به آمارهای امیدوارکننده برسد؛ اما اگر هدف، ایجاد ارزش اقتصادی پایدار باشد، باید پرسش را یک مرحله جلوتر برد: این گردشگر از کجا آمده، چرا آمده، کجا مانده، چقدر هزینه کرده و چه اثری بر اقتصاد مقصد گذاشته است؟
این همان نقطهای است که آمار فعلی هنوز پاسخ کاملی به آن نمیدهد

