در جنگ ۴۰ روزه، عدهای به ناچار خانه و زندگی خود را رها کردند و به شهرهای امنتر پناه بردند، اتفاقی که در جنگ ۱۲ روزه هم رخ داد. وزارت میراث فرهنگی معتقد است این رفتار مردم نشاندهنده تغییر در الگوی سفر است اما برخی کارشناسان بر این نظرند که این تغییر الگو، متأثر از تغییر سبک زندگی در شرایط حاضر است.
صاحبان صنعت گردشگری میگویند احوال سفر از زمان همهگیری کرونا پیدرپی دچار تغییر ماهیتی شده و از نظر کیفیت آماری هنوز به وضع قبل بازنگشته است. در دو جنگ اخیر اما نه تنها تعداد سفرها که سبک سفرها هم با تغییراتی مواجه شد.
آمارهای وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی حاکی از آن است که در بازه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۵، که همزمان با پیک سفرهای نوروزی و مقارن با جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بود، حدود ۲۹ میلیون و ۷۰۳ هزار نفرسفر ثبت شده است که در این بین بیشترین حجم مسافر به استانهای شمالی اختصاص داشت؛ مناطقی که در دوران جنگ به نسبت امنتر بودند.
این وزارتخانه همچنین تحلیل کرده که در این مدت، الگوی غالب سفر از «گردشگری تفریحمحور» در سالهای گذشته، به «سفرهای امنیتمحور» تغییر یافته است، رویهای که همچنان ادامه دارد، و استفاده از عنوان «گردشگری» را پرسشبرانگیز میکند.
براساس آنچه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از سفرهای انجام شده در دوران جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه تحلیل میکند، مردم بیشتر به کوچ و یا سفری اجباری پرداختند و مقاصد امنتری را برای اسکان موقت انتخاب کردند. عموما هم این کوچ به خانه اقوام و بستگان در شهرها یا روستاهای دیگر اتفاق افتاد. اما مسئله این است این تغییر در الگوی سفر، رفتاری پایدار است یا موقتی و بنا به شرایط پیش آمده است و با توجه به بحرانی که دست به گریبان فعالان گردشگری شده، با این تغییر الگوی رفتاری سفر، تدبیر برای مقاصد خلوتتر چه خواهد بود؟
افسانه احسانی، متخصص حوزه اکوتوریسم و فعال فرهنگی و گردشگری در پاسخ به این پرسش، نخست اظهار نظر مطرح شده درباره تغییر الگوی رفتاری سفر را نیازمند بررسی دقیقتر آمارهای سفر میداند و معتقد است «چنین ادعایی هنوز بسیار بزرگ است.» او در این باره به ایسنا میگوید: من مواجهه مستقیم با این موضوع نداشتم و در زمان جنگ هم سفر نرفتم اما اگر بخواهیم بر مبنای تعریف عمومی سفر که میگوید هر کس با هر نیتی به هر مقصدی برود و هزینه کند به آن عنوان گردشگری را میدهند، فکر میکنم چنین ادعایی میتواند درست باشد اما من در این زمینه مردد هستم.
این تسهیلگر گردشگری معتقد است: به جای آنکه بگوییم رفتار سفر ایرانیها تغییر کرده است باید صادقانه بگوییم الگوهای سبک زندگی مردم تغییر کرده است و یکی از دلایل این تغییر نیز تورم و گرانی و دیگری بیکاری بخشی از مردم است. برای مثال در سفری که در دوران آتشبس به نیشابور داشتم، با رانندهای مواجه شدم که با شروع جنگ به خانه یکی از اقوامش در نیشابور رفته بود و چون شغل خود را هم از دست داده بود، تصمیم گرفته بود در همین شهر یک خانه اجاره کند و با رانندگی در شهر به زندگی ادامه دهد. در واقع این نمونه مصداقی با عنوان مسافر از تهران خارج شده اما در حال حاضر یکی از شهروندان شهر نیشابور محسوب میشود، است. ناپایداری شرایط در کشور ما از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا دی ماه و جنگ تحمیلی اخیر موجب شده سبک زندگی مردم تغییر کند؛ چرا که مردم میخواهند زنده بمانند.
احسانی درباره این تغییر الگوها و پیامدهای آن اظهار کرد: این تغییر سبک زندگی میتواند الگوهای منفی بسیاری از گران شدن زمین در شهرهای کوچک و الگوهای دیگر به همراه داشته باشد اما این امر میتواند نقطه قوت هم داشته باشد و همین افراد اثر خود را در شهرهای کوچک بگذارند. برای مثال یکی از دوستان من پیش از این در ژنو زندگی میکرد و از افراد تاثیرگذاری هم بوده است که در حال حاضر ساکن یکی از روستاهای کوچک در شمال ایران است که تاثیر بسیاری هم در همان جامعه کوچک گذاشته است. این امر کمک میکند امکانات، نیازها و آموزشها به هم نزدیک شوند و شاید حتی زمینههای صلح را هم فراهم کند؛ چرا که انسانها در کنار هم قرار میگیرند و سبکهای اجتماعیشان هم به یکدیگر نزدیک میشود. شاید اگر سه سال پیش همین پرسش از من میشد به شکل منفیتری به آن نگاه میکردم اما حالا میبینم ایجاد خانههای بومگردی موجب چه مراوداتی با اهالی میشود، و جنبههای مثبتی از جمله نیازهای متنوع، آموزش و توجه به سبکهای مختلف زندگی دارد. شاید گفتوگو میان آدمها منجر به جابجایی سطح توقعات و نیازهایشان شود.
احسانی اظهار میکند: به عقیده من همین تغییر سبک زندگی با توجه به شرایط فعلی میتواند منجر به مهاجرت معکوس هم شود. همانطور که بیشتر مردم به این موضوع فکر کردهاند و من و همسرم هم نیمچه مهاجرتی به زادگاهم داشتیم. من در اطرافیانم با زوجینی برخورد کردم که به دلیل تورم و گرانی زندگی در شهر تهران مجبور شدند و توافق کردند که از یکدیگر جدا شوند و هر کدام به خانوادههایشان برگشتند تا بتوانند زندگی کنند و این منفیترین شکلی بود که من از این فضا دیدم.
در همین راستا،هانی رستگاران، دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر معتقد است سفرها با تغییر الگو مواجه شده از «تفریح محور» به «امنمحور» تغییر کرده، درک تغییر رفتار سفر ایرانیان برای سیاستگذاری آینده گردشگری کشور را حائز اهمیت میداند و از اعلام ضرورت برنامهریزیها به سمت توسعه مقاصد جدید، تقویت زیرساختها در مناطق کمتر برخوردار و افزایش تابآوری صنعت گردشگری در شرایط خاص سخن میگوید. این اظهارات، پرسشهای بسیاری به دنبال دارد. سوای این بحث که برای مناطق کمبرخوردار با وجود شرایط جنگ، چه اقدامی در دست است تا سریعتر پاسخگوی نیاز مسافران و گردشگران باشند؟ موضوع دیگر این است که با توجه به هجوم مسافرانی که در پی مناطق امن، خانه خود را به سمت مقاصد کمبرخوردار، ترک میکنند، چه تدبیری سنجیده شده است تا آسیبهایی به ساختار هویتی، فرهنگی و حتی اقتصادی جامعه محلی وارد نشود و در نهایت اینکه، وقتی از تابآوری سخن میگوییم، دقیقا از چه سخن گفته میشود؟
به اعتقاد افسانه احسانی، تابآوری مبحث بسیار وسیعی دارد و زمانی که از عنوان تابآوری در ایران استفاده میشود، واکنش مردم را به همراه میآورد. این کلیدواژه در برخی منابع از جمله بیابانزایی بسیار قدرتمند است. اینکه مردم از عنوان تابآوری استفاده کنند متفاوت از زمانی است که بخشهای دولتی از این کلیدواژه استفاده کنند. اگر فضا این چنین نبود من هم روی عنوان تابآوری تاکید میکردم؛ چرا که تابآوری به معنای تحمل، و پذیرش نیست، بلکه به این معناست که فرد با چالشی مواجه میشود که وقتی آسیب هم میبیند اما نابود نمیشود و همچنان ادامه هم میدهد و فرد آنقدر قدرتمند میشود که وقتی با بحرانی مواجه میشود، میتواند ادامه دهد و بهدنبال راهکارهای تازه میگردد، خلاقتر و پویاتر هم میشود. این در حالی است که فعالان حوزه گردشگری با وجود بلاهایی که تا کنون سرشان آمده است همچنان احساس بیپناهی میکنند و از سال ۱۴۰۰ تا کنون هیچکس به فکر این صنعت نبوده است و هیچ کمکی به آنها نشده است و اگر کمکی هم صورت گرفته محدود به ارائه وام آن هم به صورت خاص و محدود بوده است.
متخصص حوزه اکوتوریسم و فعال فرهنگی و گردشگری با بیان اینکه مردم انتخاب میکنند که چه کاری انجام دهند، معتقد است: در چنین شرایطی، احتمال مهاجرت معکوس بالاست، و الگو و سبک زندگی نیز در حال تغییر است. بنابراین ضرورت دارد راهکارهای وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم در این زمینه مشخص شود.

