جنگ چهره عریان خود را این روزها بیشتر از پیش نشان میدهد و فعالان گردشگری چون سایر حوزهها فشار این روزهای سخت را با تمام وجود بر جان و جسم زندگیشان احساس میکنند اما در شرایطی که بقای کسبوکارهای اینچنینی در هالهای از ابهام قرار دارد، مصوبات حمایتی دولتی نیز نتوانسته گرهی از کار فعالان این عرصه باز کند.
اقامتگاهداران روایت میکنند که وعدههایی نظیر امهال وامها یا تقسیط هزینههای انرژی، در سطح بخشنامهها باقی مانده و در عمل یا اجرایی نشده و یا با بروکراسیهای بانکی، عملاً به ضد خود تبدیل شده است. این ناهماهنگی میان ستادهای تصمیمگیر و بدنه اجرایی، نه تنها باری از دوش فعالان گردشگری برنداشته، بلکه بر دامنه بدهیهای آنان افزوده است.
اهمیت این بحران زمانی دوچندان میشود که بدانیم بخش بزرگی از اقامتگاههای بومگردی، کسبوکارهای خانوادگی هستند که اکنون نه تنها منبع اصلی معیشت خود را از دست دادهاند، بلکه به دلیل قطع درآمدهای فصلی، ناچار به تعدیل نیروهای خود شدهاند. این خانوارها که حالا با انباشت بدهی و هزینههای جاری دست و پنجه نرم میکنند، در وضعیت بغرنجی قرار گرفتهاند که چشمانداز بازگشت به کار در این شرایط نه جنگ و نه صلح را برای آنان بسیار تیره و تار کرده است.
فشار اقتصادی برای برخی صاحبان اقامتگاههای بومگردی تا جایی پیش رفته که حتی تامین بدیهیات اولیه نظیر آب، برق و گاز نیز برای این واحدها به چالش بدل شده؛ چرا که با نبود درآمد، برای پرداخت این هزینههای جاری هم دچار مشکل شدهاند.
این وضعیت تنها محدود به اصفهان نیست و جامعه بومگردی کشور اکنون در یک وضعیت تعلیق ناخواسته قرار گرفته است که هر روز بر ابعاد زیانهای جبرانناپذیر آن افزوده میشود.
برای واکاوی دقیقتر این بحران و بررسی فاصله میان وعدههای حمایتی و واقعیتهای میدانی، با علی اباذری، رئیس جامعه حرفهای اقامتگاههای بومگردی استان اصفهان به گفتوگو نشستهایم. در ادامه، مشروح این مصاحبه را میخوانید که به ابعاد ناگفته این روزهای سخت برای فعالان صنعت گردشگری پرداخته است.

از هجمه جنگ و شرایطی که هماکنون با آن دست و پنجه نرم میکنید، بگویید.
عرصه گردشگری، بهخصوص حیطه کار اقامتگاههای بومگردی، بسیار حساس است. هر موجی مثل جنگ، کرونا یا حتی مسائل سیاسی اول از همه در برنامه سفر مردم اثر میگذارد و مردم تصمیم میگیرند از خریدهای غیرضروری و سفر صرفنظر کنند. در نهایت، گردشگری زودتر از سایر حوزهها آسیب میبیند.
شما شرایط بومگردیها را حساستر میدانید، چرا؟ و این جنگ دقیقاً چه اثری روی بومگردیها گذاشت؟
در بومگردیها معمولاً مدیریت خانواده محور است. خیلی از اقامتگاهها توسط خود مالک و خانواده اداره میشود. پدر خانواده کارفرماست و فرزندان در کنار ایشان کار میکنند. وقتی شرایط غیرعادی پیش میآید، همین خانواده محوری باعث میشود حمایتها هم به شکل واقعی به همان کسانی که نیاز دارند نرسد.
درباره بستههای حمایتی و بیمه بیکاری که وعده داده شده، چالش اصلی از نظر شما کجاست؟
مشکل این است که در ساختار خانواده محور، فرزندانی که با پدر کار میکردند، وقتی پدر کار را ادامه نمیدهد یا تعطیل میشود، معمولاً پوشش بیمهای واقعی پیدا نمیکنند. چون قانون بیمه بیکاری به کارفرما تعلق نمیگیرد و عملا هیچ پوشش حمایتی پیدا نمیکند.
باید گفت بیمه بیکاری در مورد این کسب و کارهای خانواده محور پیچیدگی پیدا میکند و حمایتها در اجرا به نتیجه نمیرسد.
یعنی میگویید وقتی حمایتها اجرا میشود، خودِ اقامتگاهها هنوز در تنگنا هستند و عملا گرهی از کار گشوده نمیشود؟
دقیقاً. حتی وقتی وامهای تبصرهای مثل تبصره ۱۵ و تسهیلات دستگاه های حمایتی مثل «بنیاد علوی» و «برکت» داده میشود، باید تعهد اشتغال حفظ شود و یا تاسیسات و تجهیزات جدید خریداری شود؛ تعهد اشتغال هم در شرایطی که گردشگری افت کرده، برای بسیاری از اقامتگاهها عملاً ممکن نیست و باید گفت این وعدهها راهگشای معضلات نخواهد بود.
از سوی دیگر باید گفت حتی تسهیلاتی که میدهند، هزینههای جاری اقامتگاه را پوشش نمیدهد و در مواردی صاحبان آنها بدهکارتر میشوند.
نحوه اجرای تسهیلات بانکی گویا مورد انتقاد برخی صاحبان اقامتگاههای بومگردی بوده؛ دقیقا مشکل چیست؟
اینکه بانک میآید و تصمیمگیری را به شکل خودش جلو میبرد، در حالی که تخصص حوزه بومگردی را ندارد. گاهی گفته میشود برای دریافت وام باید حتماً در یک مسیر هزینه کنید یا روی بعضی موارد سقفگذاری میکنند. ما میگوییم حداقل اجازه بدهید برای کالا، مواد اولیه و حتی بدهیهای ضروری اقدام کنیم تا فشار از روی اقامتگاه برداشته شود؛ نه اینکه وام داده شود اما در عمل فقط به بدهکاری اضافه کند.
در جلسات مدیریتی و حضور مسوولان استانی وعدههایی برای حمایت فعالان داده میشود. شما از اجرای این وعدهها چه میبینید؟
متأسفانه وعدهها زیاد است اما خروجی اجرایی کم. میآیند در حضور استاندار یا جلسات مشابه وعده میدهند ولی وقتی مرحله اجرا میشود، زیرمجموعهها میگویند مصوبه برای ما ابلاغ نشده یا زیر بار اجرای آن نمیرویم. حتی نامهها و مصوبهها را ما ارسال میکنیم اما در مرحله عمل، اتفاق نمیافتد.
پیشنهاد ارائه کارتهای اعتباری به گردشگران به نوعی یک تصمیم حمایتی بود، این موضوع در عمل چقدر توانست در اقامتگاههای بومگردی مثمر ثمر باشد؟
گفتند مسافر اگر خواست بیاید، کارت اعتباری بگیرد و هزینه کند اما در عمل در بسیاری از اقامتگاهها خصوصاً روستاها این کارتها کارساز نشد. باید دستگاههای کارت خوان به مسیرهای مشخص وصل میشد اما این زیرساختها یا فرآیندها کامل اجرا نشد. ضمن اینکه مبلغ و مدت اقامتها هم آنقدر نیست که انگیزه واقعی ایجاد کند؛ ۲ شب اقامت در یک مکان روستایی معمولاً هزینه قابلتوجهی را پوشش نمیدهد.
گفته شد وامهایی برای تحریک تقاضا پرداخت میشود اما در نهایت این کار برای گردشگری عملاً آنطور که باید پیش نرفت. یک وعده در جلسه داده میشود اما روزهای بعد مشخص میشود اجرا در مسیر واقعی گردشگری قرار نیست اتفاق بیفتد یا زمان و سازوکارش به نفع اقامتگاههای بومگردی نیست.
یکی از جدیترین مشکلات اقامتگاههای بومگردی با وجود تعطیل بودن کار، قطع بیمه کارکنان و تأخیر در پرداخت بیمههاست که از سرناچاری ست. این موضوع را بیشتر تشریح کنید که اساسا مشکل چیست؟
به ما اعلام شد لیست بیمه را ارسال کنید اما در این شرایط نیازی به پرداخت حق بیمه نیست، اما متاسفانه سازمان تامین اجتماعی بخاطر عدم واریز حق بیمه، بیمه کارکنان را قطع می کند. یعنی یک وعده داده میشود ولی به دلیل مشکل و ناهماهنگی در اجرا، نتیجهاش برای کارگر یا نیروی شاغل از بین رفتن بیمه است.
حتی خود مصوبههایی که گفته میشود قابل اجراست، در عمل با وقفه مواجه میشود.
با همه این مشکلات، از مسوولان چه انتظاری دارید؟
انتظار ما این است که قولها با زمانبندی و سازوکار روشن اجرا شود. اگر کاری نمیشود انجام داد، بهتر است وعده ندهند. ما نیاز داریم تصمیمها واقعاً اجرا و پیگیری شود. چون بومگردیها اگر ضربه بخورند، فقط یک واحد کسب و کار نیست؛ اشتغال خانواده محور و بخشی از اقتصاد محلی آسیب میبیند.
مصوبه ستاد تسهیل سفر مبنی بر امهال اقساط وامهای اقامتگاهها در عمل اجرایی شده است؟
متأسفانه خیر. نماینده دبیر بانکهای استان اعلام کرد که ستاد تسهیل کشور مصوب کرده است که اقساط وامهای تأسیسات گردشگری به مدت سه ماه امهال شود و حتی در استان اصفهان قولِ سه ماه اضافهتر را دادند؛ من مدارک تصویری و مستنداتش را هم دارم اما وقتی شخصاً برای پیگیری به شعب مراجعه کردم، دیدم عملاً هیچ امهالی صورت نمیگیرد. سیستم بانکی بهصورت خودکار اقساط را برداشت میکند و اگر حساب موجودی نداشته باشد و معوق شود، سریعاً با ضامن تماس گرفته و اقدام قانونی میکنند.

این تناقض میان قول مسوولان و عملکرد بانکها چه پیامد مستقیم و غیرمستقیمی برای فعالان این حوزه دارد؟
آسیب آن دوچندان است. علاوه بر اینکه پولی که برای مدیریت بحران نیاز داریم از حسابها برداشت میشود، وقتی اقساط پرداخت نشود، فرد به عنوان بدهکار بانکی در سیستم اعتبار سنجی (سامانه اعتباری) نمره منفی میگیرد. نتیجه این میشود که نه تنها کمکی به او نمیشود، بلکه دسترسیاش به هرگونه تسهیلات بانکی در آینده نیز مسدود میشود.
مسوولان در جلسات دولتی قول میدهند اما پشتوانهای برای اجرای آن در سطوح میانی و شعب وجود ندارد.
این وضعیت در حوزه خدمات عمومی مثل آب، برق و گاز چطور است؟ به هرحال باید هزینههای انرژی با وجود رکود کسب و کارتان پرداخت شود؟ چه تدابیری اندیشیده شده برای این موضوع و آیا مثمر ثمر بوده است؟
این ماجرا هم دقیقا مشابه بانک است. ستاد تسهیل مصوب میکند که هزینههای آب و برق و گاز تا پایان شرایط بحرانی جنگ تقسیط شود اما در عمل همین روز جمعه با من تماس گرفتند که آب یک اقامتگاه را به خاطر پنج میلیون بدهی قطع کردهاند. مسوولان پشت تریبون وعده حمایت میدهند، اما کارمند جزء در شهرستان میگوید دستورالعملی به آنها ابلاغ نشده است.

آماری از وضعیت اشتغال و تعطیلی اقامتگاهها دارید؟ چند درصد دچار تعدیل نیرو شدهاند؟
عملاً ۸۰ درصد اقامتگاههای ما در تعطیلی کامل به سر میبرند و بسیاری از مالکان که اقامتگاههای خود را اجاره داده بودند، ۲ ماه است که اجارهای دریافت نکردهاند.
گردشگری در این شرایط، نه بر اساس تقاضای واقعی، بلکه به اجبار بوده است؛ مثلاً برخی مسافران از مناطق جنگزده به سمت روستاها یا شهرهایی مثل گلپایگان و خوانسار رفتهاند اما این نباید به معنای رونق گردشگری تلقی شود. اینها مسافرانِ گریزان از جنگ هستند، نه گردشگر. در مناطق دیگر مثل کویر، خور و بیابانک هم وضعیت اصلاً تعریفی ندارد و سایه جنگ بر سر همه این نقاط سنگینی میکند.
با توجه به این شرایط و اینکه گردشگری و کسب و کارهای آنها به شدت متاثر از رویدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ست، چه پیشنهادی برای حمایت از اقامتگاهی بومگردی دارید؟
گردشگری به شدت به ثبات سیاسی وابسته است. تا زمانی که گردشگر خارجی وارد ایران نشود و گردشگری داخلی هم به دلیل اقتصاد معیوب و وضعیت سخت معیشتی، توانِ هزینه کردن نداشته باشد، عملاً گردشگری رونق نمیگیرد.
ما تقاضایمان از مسوولان این است که اگر نمیتوانید کاری انجام دهید، وعده ندهید و ما را امیدوار نکنید.
قول میدهید که در این شرایط نابسامان کسب و کار حمایت میکنید. به همین پشتوانه لیست بیمه را به امید حمایت ارائه میدهیم اما بلافاصله پس از پرداخت نشدن، بیمه کارکنان قطع میشود. این رویه، فعالیت ما را هر روز سختتر و بدنه گردشگری را نحیفتر میکند.
به گزارش ایرنا، در حالی که تهران وارد مذاکرات جدی با واشنگتن شده بود، صبح ۹ اسفند گذشته، آمریکا و رژیم صهیونیستی مانند دوره گذشته بدون توجه به مذاکرات، به خاک ایران تجاوز و به چندین نقطه در شهرهای مختلف حمله کردند.
در حالی که جمهوری اسلامی ایران مذاکرات با آمریکا را گامی برای ایجاد شفافیت درباره صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورمان برداشته بود، تجاوز دوباره آمریکا و رژیم صهیونیستی، روندی تکراری و در عین حال فریبنده را در عرصه روابط بینالملل به تصویر کشید.
حملات دشمن از شنبه ۹ اسفند در پایتخت و دیگر شهرهای کشور از جمله اصفهان تا اعلام آتش بس ۲ هفتهای در بامداد ۱۹ فروردین انجام شد و استان اصفهان پس از تهران، هدف بیشترین آماج حملات دشمنان قرار گرفت.

