((سید حبیب قاآنی/مدیر مسئول چمدان خبر))
گردشگری همیشه از دل بناهای تاریخی و چشماندازهای طبیعی آغاز نمیشود گاهی یک میوه، یک دانه یا محصولی که سالها در زندگی مردم ریشه داشته، میتواند بهانهای برای سفر باشد. تجربه ارومیه و جشنواره انگور، از همین زاویه اهمیت پیدا میکند وقتی گردشگر از غرفه جشنواره جدا میشود و به باغ، روستا، آیین برداشت و فرآوری محصول میرسد، محصول از «کالا» به «تجربه» تبدیل میشود.
ایران از این ظرفیت کم ندارد. انار ساوه یکی از روشنترین نمونههاست. جشنواره ملی انار در کنار عرضه ارقام مختلف و فرآوردههای انار، تورهای بازدید از باغها و ظرفیتهای کشاورزی و تاریخی ساوه را نیز دربر گرفته است. در واقع، آنچه میتواند گردشگر را نگه دارد، خود انار نیست داستانی است که از باغ تا سفره، از آیینهای محلی تا صنایعدستی و غذاهای بومی امتداد پیدا میکند. حتی در گزارشهای رسمیتر نیز بر پیوند کشاورزی و گردشگری در این منطقه تأکید شده است.
در خراسان جنوبی، زعفران قائنات و زرشک میتوانند همین نقش را ایفا کنند. پاییز، زمانی است که مزرعه به صحنهای دیدنی تبدیل میشود و گردشگر میتواند با کاشت، داشت و برداشت زعفران و شیوه فرآوری آن آشنا شود. ثبت جشنواره «طلای سرخ قاین» در تقویم رویدادهای گردشگری نیز نشان میدهد محصول کشاورزی میتواند به یک رویداد مقصدساز تبدیل شود. همزمان، جشنوارههای زرشک در روستاها، امکان پیوند محصول با بومگردی و زندگی روستایی را فراهم کردهاند.
در لاهیجان نیز چای، بیش از یک نوشیدنی است. باغهای چای، کارخانههای فرآوری و آیین برداشت میتوانند اجزای یک مسیر گردشگری باشند. حتی در سال ۱۴۰۵ رویدادی با عنوان «برداشت آخر برگ چای» در یک مزرعه گردشگری برگزار شد که در آن بازدیدکنندگان در چیدن برگ چای مشارکت میکردند نمونهای از عبور گردشگری محصولمحور از تماشا به تجربه.
رودبار با زیتون، آستانهاشرفیه با بادامزمینی و برنج، و مناطق خرماخیز جنوب نیز ظرفیت مشابهی دارند. در آستانهاشرفیه، جشنواره «عطر برنج و طعم بادامزمینی» در سال ۱۴۰۵ با هدف معرفی ظرفیتهای کشاورزی، فرهنگی و گردشگری برگزار شد. جشنواره بادامزمینی این منطقه نیز پیشتر بازدید از فرآوری محصول، غذاهای محلی و برنامههای آیینی را در کنار عرضه محصول قرار داده بود.
رفسنجان نشان میدهد محصول میتواند بهانهای برای عبور از شهر به باغ و کارگاه باشد. جشن ملی پسته در این شهرستان سابقه برگزاری دارد و بازدید از باغها و مراکز فرآوری در برنامههای آن دیده شده است. در ایران، خرما چنین قابلیتی دارد؛ جشنواره خرمای بافق در نخلستان برگزار شده و گردشگری را با اقلیم و فرهنگ محلی پیوند داده است.
مسئله اصلی اما تعداد جشنوارهها نیست طراحی «مسیر محصول» است. گردشگر باید بتواند باغ یا مزرعه را ببیند، در برداشت مشارکت کند، فرآوری را بشناسد، غذای محلی مرتبط را بچشد، داستان محصول را بشنود و در پایان، محصولی را با هویت همان مقصد خریداری کند. در چنین مدلی، انار ساوه، انگور ارومیه، زعفران قائنات، چای لاهیجان یا زیتون رودبار فقط سوغات نیستند؛ نشانههایی از یک سرزمیناند. آینده گردشگری کشاورزی ایران شاید دقیقاً از همینجا آغاز شود: جایی که محصول، خودش بهانه سفر میشود.

