۳۱ اردیبهشتماه هر سال، یادآور اهمیت هویت بومی و گردشگری پایدار در ایران است. اما اردیبهشت ۱۴۰۵، برای جامعه بومگردی کشور، نه روز جشن که روز بازخوانیِ یک سالِ پرفراز و نشیب و مملو از ناملایمات است.
به گزارش چمدان خبر، در حالی که بومگردیها به عنوان ستونهای فرهنگی و اجتماعی مناطق روستایی در دو بحران اخیر کشور، بدون منت و با ازخودگذشتگی تمام، خانه و کاشانه خود را برای اسکان هموطنان آسیبدیده گشودند، امروز خود با کابوس «مرگ گردشگری» و ورشکستگی دست و پنجه نرم میکنند.
این گزارش، حاصل بررسیِ مصاحبهها و میزگردهای «چمدان خبر» با رؤسای جوامع بومگردی از اقصی نقاط ایران است؛ روایتی از گلایههایی که در غبار بیتوجهی مسئولان، به فریادی برای بقا تبدیل شده است.
* هشدار برای پایان یک رؤیا
یاور عبیری، رئیس جامعه بومگردی کشور، وضعیت کنونی را فراتر از یک بحرانِ ساده میداند و افزایش ناگهانی قیمت حاملهای انرژی و اقلام مصرفی را تیر خلاصی بر پیکرِ نحیفِ بومگردیها در سراسر ایران برشمرد.
او با اشاره به تورم لجامگسیختهی اخیر، این پرسشِ کلیدی را مطرح کرد که چگونه فعالانِ خرد میتوانند با تعرفههای سنگینِ صنعتی، در برابر جهش روزافزونِ هزینهها دوام بیاورند؟
وی صراحتاً اعلام کرد: امیدی به بستههای حمایتی دولتی ندارد؛ چرا که گردشگری در اولویت کلانِ دولت نیست و قدرت خرید مردم به سمتی رفته است که اقشار متوسط، چادر مسافرتی را بر اقامتگاههای فرهنگی ترجیح میدهند.
* فریاد از بوشهرِ فراموششده
محمد بهرامی، رئیس جامعه بومگردی استان بوشهر، وضعیت این استان را در عصر گردشگری دیجیتال، کاملاً اضطراری خواند و تأکید کرد: نبود اینترنتِ باکیفیت و ضعفِ زیرساختهای حملونقل همچون فرودگاه بوشهر، عملاً مرگِ کسبوکارهای گردشگری را در این منطقه رقم زده است.
وی از وعدههای پوچِ وامهای حمایتی به شدت انتقاد کرد و گفت: رقم ناچیزِ این تسهیلات، حتی حقوق یک ماه پرسنل را پوشش نمیدهد و کاغذبازیهای اداری نیز این وامها را عملاً ناکارآمد کرده است.
بهرامی در پایان، با انتقاد از تعرفههای صنعتیِ آب و برق برای اقامتگاههای کوچک محلی، بومگردی را «صنعتِ نادیده گرفتهشده» خواند و هشدار داد: ناتوانی در بازپرداخت اقساط، بسیاری از همکارانش را به ورطه ورشکستگی کامل کشانده است.
* مطالبات دهگانهای که راه نجات است
میثم پیری، رئیس جامعه بومگردی استان یزد، معتقد است که نگاهِ حمایتیِ مسئولان تنها به هتلهای بزرگ محدود شده و فعالانِ خرد و محلی که ستونهای گردشگری کشور هستند، عملاً نادیده گرفته شدهاند.
وی که خود با کاهش ۹۵ درصدی ضریب اشغال مواجه بوده، این رکودِ بیسابقه را ناشی از حذف کاملِ سفر از سبد معیشتیِ قشر متوسط دانست و برای برونرفت از این وضعیت، یک بسته دهگانه مشتمل بر امهال اقساط بانکی، اختصاص کارت خرید مواد اولیه و تثبیت تعرفههای خدمات پیشنهاد داد.
پیری همچنین از ناکامی در اجرای وعدههای برخورد با مراکز غیرمجاز گلایه کرد و هشدار داد: تا زمانی که توازن در برخوردِ قانونی میان واحدهای رسمی و غیررسمی ایجاد نشود، انگیزه برای ادامه فعالیت در بخش رسمی به کلی از بین میرود.
*بحران فراتر از دوران کرونا
روحالله فرقانی، دبیر جامعه بومگردی کشور و رئیس جامعه بومگردی مازندران، ابعاد وضعیت کنونی را بسیار وخیمتر از دوران کرونا توصیف کرد و با استناد به آمارهای رسمی نوروز ۱۴۰۵، از سقوطِ آزادِ ضریب اشغال در استان مازندران به کمتر از ۱۰ درصد خبر داد.
او تأکید کرد: حتی تخفیفهای سنگینِ ارائهشده از سوی فعالان نیز نتوانست سفر را برای خانوادهها جذاب کند، چرا که هزینههای سرسامآورِ زندگی، قدرت مانور را به کلی از آنها گرفته است.
فرقانی نسبت به خروج نیمی از بومگردیهای مازندران از چرخه فعالیت هشدار داد و گفت: شرطهای غیرمنطقی مانند اجبار به بیمه پرسنل در کسبوکارهای کوچک خانوادگی، فعالان را به سمت تعدیل نیرو و تعطیلی اجباری سوق داده است.
*نگاهِ لوکس به فعالیتی حیاتی
عباسعلی باقری، عضو هیئت مدیره جامعه بومگردیهای ایران، چالش بنیادینِ این صنف را «نگرش نادرست مدیران» به مقوله گردشگری دانست و گلایه کرد که هنوز بومگردی، فعالیتی «لوکس» تلقی میشود؛ در حالی که سفر یک سرمایهگذاریِ ضروری برای سلامت روان و نشاط اجتماعی در جامعه است.
او با اشاره به ظرفیتهای بیبدیلِ استان گلستان، تأکید کرد: بومگردی فقط یک محل اسکان نیست، بلکه پایگاهی برای روایت فرهنگ و حفظ صنایعدستیِ در حالِ فراموشی است.
باقری بومگردی را پربازدهترین بخش گردشگری معرفی کرد که با کمترین سرمایه، بیشترین تأثیر را بر اقتصاد روستایی دارد، اما غفلتِ مدیران باعث شده بسیاری از واحدهای توانمند، پتانسیلهای فرهنگی خود را به دلیل فشارهای اقتصادی از دست بدهند.
* چرخه معیوبِ فشارهای اداری
سلمان عرفانی، بازرس جامعه بومگردی کشور، نسبت به رشدِ قارچگونهی واحدهای غیرمجاز در سایه فشارهای بیرویه بر واحدهای مجاز هشدار داد و گفت: وقتی دولت با بازرسیهای مکرر تنها واحدهای شناسنامهدار را تحت فشار میگذارد، فعالان عطای پروانه را به لقایش میبخشند و به سمت فعالیت غیرمجاز میروند.
او تعامل سازنده با بخش خصوصی و ایجاد تسهیلات با تنفسهای طولانی را بهترین مسیر برای توسعه پایدار خواند و از مجلس خواست تا قوانین ساماندهی اقامتگاهها را اصلاح کنند.
به باور عرفانی، تا زمانی که به جای حمایت و تسهیلگری، رویکردِ «مچگیری» بر نهادهای متولی حاکم باشد، بدنه گردشگری قانونیِ کشور روز به روز نحیفتر و بیرمقتر خواهد شد.
* بومگردی به عنوان ناجیِ مناطق محروم
علیرضا حمامی، نماینده جامعه بومگردی خراسان جنوبی، بر نقش کلیدی بومگردیها در تبدیل مقاصد غیرگردشگری به نقاطی محبوب تأکید کرد و با اشاره به موفقیت برگزاری جشنوارههای سنتی، نشان داد که چگونه میتوان با برنامهریزی هدفمند، حتی در مناطق کمبرخوردار نیز رونق ایجاد کرد.
با این حال، او از ضعف شدید در زیرساختهای دسترسی مانند نبود ریل قطار و پروازهای منظم گلایه کرد و معتقد است رفع این مشکلات بدون همکاریِ بیندستگاهی و منطقهای ممکن نیست.
حمامی ضمن قدردانی از پلتفرمهای موفقِ گردشگری، تأکید کرد: حمایت از این بسترها و ارائه بستههای تشویقی، میتواند موتور گردشگری مناطق دورافتاده را دوباره روشن کرده و به معیشتِ روستایی کمک کند.
*گردشگری در کما
علی سورانی، رئیس انجمن صنفی اقامتگاههای بومگردی همدان، توصیف تکاندهندهای از شرایط داشت و با بیان اینکه «گردشگری در کما است»، خبر از تسلیمِ بسیاری از فعالان در برابر فشارهای اقتصادی و تعطیلیِ رسمیِ واحدها داد.
او تأکید کرد: با وام و تسهیلاتِ مقطعی، دردهای عمیقِ این صنعت درمان نمیشود، بلکه نیازمند «تغییر نگاهِ کلان مدیریتی» به مقوله گردشگری به عنوان یک صنعتِ حیاتی هستیم.
سورانی هشدار داد: تداوم سیاستهای فعلی، برندِ گردشگری ایران را برای همیشه نابود خواهد کرد؛ چرا که حتی گردشگران خارجی نیز به دلیل بیثباتیهای موجود برای سفر تردید دارند و رکودِ فعلی در بهار و تابستان ۱۴۰۵، ضربه نهایی را به بدنه این صنعت وارد کرده است.
* تعلیق میان تهدید و ظرفیت
در ۱۰ دیماه ۱۴۰۴، تحریریه «چمدان خبر» میزبان فعالانی چون مسعود اسدی (مدیر بومگردی بام فریزی)، صادق کاظمیان (رئیس پیشین جامعه بومگردی خراسان رضوی) و حسینی (مدیر بومگردی بام بوژان) بود تا چالشهای بومگردیهای اطراف مشهد را بررسی کنند. فعالان در این میزگرد، از فشارهای اجتماعی و فرهنگی برای برگزاری برنامههای شاد انتقاد کردند؛ چرا که با هر موسیقی و شادی، استرس برخورد و اعتراض وجود دارد، در حالی که گردشگر به دنبال آرامش است.
کاظمیان در این نشست، ساختار فعلی بومگردی را «شترگاوپلنگی» خواند و گفت: نه متولیان و نه حتی گردشگران، درک درستی از ماهیت بومگردی ندارند.
حسینی نیز با اشاره به قبضهای دهها میلیونی برق و گاز، تأکید کرد: بومگردیها میان «ظرفیت» و «تهدید» معلق ماندهاند و تا زمانی که برای مشکلات زیرساختی و تعاریف قانونی چارهای اندیشیده نشود، این روند به حذف فعالان شناسنامهدار منجر خواهد شد.
سخن پایانی
گزارشِ یکسالهی اخیر بهوضوح نشان میدهد که جامعهی بومگردی ایران، فراتر از یک صنفِ اقتصادیِ خُرد، خانوادهای بزرگ و فرهنگی است که در روزهای سختِ میهن، آغوش گشودند و اکنون در انزوایِ تصمیماتِ غیرکارشناسی و بیمهریِ نهادهای متولی، در حالِ فروپاشی هستند.
در حالی که در روزهای پیشِ رو، دوباره به فصلِ پیکِ سفر نزدیک میشویم، این پرسشِ اساسی در اذهانِ فعالانِ این عرصه نقش بسته است که آیا اقامتگاههای بومگردی میتوانند با عبور از بحرانهای کمرشکنِ گذشته، بار دیگر خود را برای استفاده از فرصتهای پیشِ رو مهیا کنند، یا آنکه بیتفاوتیهایِ فعلی، این چراغهای روشنِ فرهنگِ روستایی را برای همیشه خاموش خواهد کرد؟
متأسفانه باید اذعان داشت که ضعفِ عملکردیِ دولت در ارائهی بستههای حمایتیِ قطعی، جامع و عملیاتی، فقدانِ درکِ صحیح از جایگاهِ این صنعت در اقتصادِ مقاومتی، و تداومِ نگاهِ «مچگیرانه» به جای رویکردِ «تسهیلگرانه»، باعث شده تا بومگردیها در خلأِ حمایتیِ مطلق، به حالِ خود رها شوند.
۳۱ اردیبهشتماه، فرصتی است تا مسئولانِ میراث فرهنگی، از شعارهای رنگارنگ و وعدههای بیسرانجام دست کشیده و با پذیرشِ بستهی مطالباتِ واقعیِ این قشرِ دلسوز، راه را برای بقای این صنعت باز کنند؛ چرا که خاموشیِ چراغِ بومگردیها، نه تنها ضربهای سهمگین به اقتصادِ روستایی است، بلکه خسارتی جبرانناپذیر بر پیکرهی هویتِ فرهنگی و نشاطِ اجتماعیِ این سرزمین وارد خواهد کرد که ترمیمِ آن در آینده، مستلزمِ هزینههایی بهمراتب سنگینتر خواهد بود.

