«از مشهد ۲۰۳۰ تا ژئوپلیتیک گردشگری» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم هادی اسکندری که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در نظم جدید اقتصاد جهانی، دیگر توسعه صرفاً بر پایه منابع خام، صنایع سنتی یا مزیتهای کلاسیک اقتصادی تعریف نمیشود. بسیاری از کشورها طی دو دهه اخیر تلاش کردهاند با اتکا به ظرفیتهای فرهنگی، تمدنی و هویتی خود، سهم بیشتری از اقتصاد خدمات و بهویژه صنعت گردشگری را به دست آورند. در این میان، گردشگری به یکی از مهمترین ابزارهای خلق ثروت، افزایش قدرت نرم، توسعه سرمایهگذاری و ارتقای جایگاه بینالمللی کشورها تبدیل شده است.
بر همین اساس، معرفی مشهد بهعنوان نامزد جمهوری اسلامی ایران برای کسب عنوان «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ را باید فراتر از یک رویداد نمادین یا فرهنگی ارزیابی کرد. این رخداد، در حقیقت یک فرصت راهبردی برای بازتعریف جایگاه ایران در ژئوپلیتیک گردشگری جهان اسلام و بسترسازی برای شکلگیری یک الگوی جدید از اقتصاد زیارت، اقتصاد شهری و دیپلماسی فرهنگی منطقهای است.
امروز رقابت کشورها در حوزه گردشگری، صرفاً رقابت بر سر جذب مسافر نیست؛ بلکه رقابت بر سر تسلط بر زنجیره ارزش اقتصاد گردشگری است؛ زنجیرهای که از حملونقل، هتلداری و خدمات شهری آغاز میشود و تا تجارت، فناوری، سرمایهگذاری، صادرات خدمات، صنایع خلاق، اقتصاد دیجیتال و برندسازی بینالمللی امتداد پیدا میکند. در چنین شرایطی، شهرهایی موفق خواهند بود که بتوانند «هویت فرهنگی» را به «مزیت اقتصادی پایدار» تبدیل کنند.
مشهد از معدود شهرهای جهان اسلام است که بهصورت همزمان، ظرفیت ایفای چند نقش کلیدی را داراست؛ مرکز بزرگ زیارت دینی، قطب گردشگری سلامت، محور تعاملات تجاری منطقه شرق کشور و یکی از مهمترین کانونهای فرهنگی جهان تشیع. حضور سالانه میلیونها زائر داخلی و خارجی در این شهر، ظرفیت کمنظیری برای شکلگیری یک اقتصاد چندلایه و پایدار ایجاد کرده است؛ اقتصادی که اگر با نگاه راهبردی مدیریت شود، میتواند به یکی از پیشرانهای مهم رشد اقتصادی ایران تبدیل گردد.
واقعیت آن است که صنعت گردشگری در جهان امروز، صرفاً یک حوزه خدماتی نیست؛ بلکه بخشی از معادلات امنیت اقتصادی و حتی قدرت ملی کشورها محسوب میشود. کشورهایی که توانستهاند از ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی خود در مسیر توسعه گردشگری استفاده کنند، علاوه بر درآمدهای ارزی پایدار، در حوزه تصویرسازی بینالمللی، نفوذ فرهنگی و توسعه تعاملات اقتصادی منطقهای نیز موفقتر عمل کردهاند. ایران نیز با برخورداری از ظرفیتهای عظیم تاریخی، تمدنی و مذهبی، این امکان را دارد که به یکی از بازیگران اصلی گردشگری جهان اسلام تبدیل شود؛ اما تحقق این هدف نیازمند حرکت به سمت سیاستگذاری مبتنی بر اقتصاد گردشگری است.
در این چارچوب، انتخاب احتمالی مشهد بهعنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی، میتواند نقطه آغاز یک تحول بزرگ در شرق کشور باشد؛ تحولی که آثار آن صرفاً محدود به افزایش تعداد گردشگران نخواهد بود، بلکه میتواند زمینهساز توسعه زیرساختهای حملونقل، افزایش سرمایهگذاری داخلی و خارجی، رونق بازار خدمات، توسعه پروژههای بزرگ شهری، ایجاد اشتغال گسترده و تقویت جایگاه اقتصادی مشهد در مقیاس منطقهای شود.
از سوی دیگر، مشهد این ظرفیت را دارد که به هاب گردشگری ترکیبی جهان اسلام تبدیل شود؛ الگویی که در آن گردشگری زیارت، سلامت، تجارت، تفریح، فرهنگ و اقتصاد دیجیتال در کنار یکدیگر تعریف شوند. تحقق چنین مدلی، مستلزم برنامهریزی کلان، مدیریت هوشمند شهری، توسعه زیرساختهای نوین و حضور مؤثر بخش خصوصی و هلدینگهای بزرگ اقتصادی در پروژههای توسعهمحور است.
بدون تردید، آینده اقتصاد ایران بیش از گذشته به سمت اقتصاد خدمات، اقتصاد تجربهمحور و صنایع مبتنی بر مزیتهای فرهنگی حرکت خواهد کرد. در چنین شرایطی، صنعت گردشگری میتواند به یکی از مطمئنترین مسیرهای خلق ثروت ملی و توسعه پایدار تبدیل شود. بر همین اساس، ضروری است که مشهد بهعنوان یک «ابرپروژه ملی در حوزه اقتصاد گردشگری» مورد توجه سیاستگذاران و فعالان اقتصادی قرار گیرد.

