میثم منصوری
در جهان امروز، دیپلماسی دیگر فقط در سالنهای رسمی و پشت میزهای مذاکره شکل نمیگیرد. گاهی یک سفر، یک گفتوگوی ساده، یک تجربه فرهنگی یا حتی یک خاطره خوش از یک شهر، میتواند تصویری ماندگارتر از یک کشور در ذهن یک ملت بسازد. از همین منظر، گردشگری را باید فراتر از یک صنعت اقتصادی دید؛ گردشگری میتواند یکی از مهمترین ابزارهای دیپلماسی عمومی و قدرت نرم کشورها باشد.
ایران در این میدان، کشوری معمولی نیست. ایران سرزمینی است که تاریخ، تمدن، فرهنگ، معنویت و تنوع طبیعی در آن به شکلی کمنظیر در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. از تختجمشید و اصفهان تا یزد و تبریز، از سواحل جنوب تا جنگلهای شمال و از کویر مرکزی تا شهرهای زیارتی، ایران مجموعهای از روایتهای تمدنی و انسانی را در خود جای داده است.
به تعبیر دیگر، ایران برای دیده شدن نیازمند ساختن یک هویت تازه نیست؛ کافی است آنچه را دارد، درست روایت کند. در این میان، گردشگری زیارتی جایگاه ویژهای دارد. مشهد و حرم مطهر امام رضا(ع) تنها یک مقصد جغرافیایی یا حتی صرفاً یک کانون زیارتی نیست؛ این شهر به واسطه حضور میلیونها زائر، به یکی از مهمترین نقاط ارتباط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در منطقه تبدیل شده است.
زائرانی که از شهرها و کشورهای مختلف راهی مشهد میشوند، علاوه بر تجربه زیارت، با جامعه ایرانی، فرهنگ، سبک زندگی، بازار و مناسبات اجتماعی این کشور نیز مواجه میشوند. همین ارتباطات انسانی، بخشی از آن چیزی است که در ادبیات جدید روابط بینالملل از آن به عنوان قدرت نرم یاد میشود.
اقتصاد زیارت؛ جایی که معنویت و اقتصاد به هم میرسند
زیارت، پیش از هر چیز یک امر معنوی است؛ اما این واقعیت مانع از آن نمیشود که در کنار معنویت، یک شبکه گسترده اقتصادی و اجتماعی نیز شکل بگیرد. اقامت، حملونقل، خدمات شهری، رستورانها، صنایع دستی، فروشگاهها، خدمات فرهنگی و بسیاری از فعالیتهای خرد و کلان اقتصادی، از جریان گردشگران و زائران تأثیر میپذیرند. بنابراین اقتصاد زیارت را میتوان نمونهای روشن از تبدیل سرمایه فرهنگی و معنوی به فرصتهای اقتصادی و اشتغال دانست.
البته این فرایند نیازمند سیاستگذاری هوشمند است. توسعه گردشگری زمانی پایدار خواهد بود که میان منافع اقتصادی، حفظ هویت فرهنگی و کیفیت تجربه زائر و گردشگر تعادل برقرار شود. تجاریسازی افراطی نباید اصالت مقاصد معنوی را تحتالشعاع قرار دهد.
گردشگر؛ مهمانی که میتواند سفیر ایران باشد
تصویر کشورها فقط توسط دولتها ساخته نمیشود. بخش مهمی از این تصویر در تجربههای روزمره انسانها شکل میگیرد. گردشگری از این منظر اهمیت ویژهای دارد. گردشگری که به ایران سفر میکند، ایران را از نزدیک میبیند؛ با مردم تعامل میکند، غذا و فرهنگ ایرانی را تجربه میکند، از بناهای تاریخی بازدید میکند و با سبک زندگی جامعه ایرانی مواجه میشود. این تجربه میتواند بسیاری از تصورات کلیشهای را اصلاح کند.
یک گردشگر ممکن است پس از بازگشت، درباره ایران با خانواده و دوستان خود صحبت کند، تصاویر سفرش را منتشر کند یا دیگران را به دیدن ایران ترغیب کند. در عصر شبکههای اجتماعی، هر گردشگر بالقوه میتواند به یک راوی مستقل از ایران تبدیل شود. این همان نقطهای است که گردشگری از اقتصاد عبور کرده و وارد قلمرو دیپلماسی میشود.
سرمایهای که در آمارها دیده نمیشود
ارزش گردشگری را نباید فقط با تعداد گردشگران یا میزان درآمد ارزی سنجید. بخشی از مهمترین دستاوردهای گردشگری در جداول اقتصادی قابل مشاهده نیست: اعتماد، شناخت متقابل، ارتباطات انسانی و اعتبار بینالمللی.
یک سفر موفق میتواند زمینه سفر دیگری را ایجاد کند؛ یک آشنایی فرهنگی میتواند به ارتباط تجاری منجر شود؛ و یک تجربه مثبت میتواند تصویر یک کشور را برای سالها در ذهن یک فرد تغییر دهد. از این منظر، گردشگری نوعی سرمایهگذاری بلندمدت بر سرمایه اجتماعی و اعتبار ملی است.
این موضوع برای ایران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا کشور ما علاوه بر ظرفیتهای طبیعی و تاریخی، از سرمایه فرهنگی عمیقی برخوردار است. ادبیات فارسی، معماری ایرانی ـ اسلامی، آیینهای مذهبی، هنرهای سنتی، فرهنگ غذایی و شهرهای تاریخی، مجموعهای از عناصر قدرت نرم ایران هستند.
از مشهد تا جهان
گردشگری میتواند برای ایران به یک پل تبدیل شود؛ پلی میان فرهنگ و اقتصاد، میان جامعه و سیاست خارجی و میان ایران و ملتهای دیگر. مشهد و حرم امام رضا(ع) در این میان میتوانند نقشی فراتر از یک مقصد زیارتی داشته باشند.
این شهر ظرفیت آن را دارد که به یکی از کانونهای مهم گردشگری معنوی، تعامل فرهنگی و ارتباطات اقتصادی منطقهای تبدیل شود؛ بهویژه اگر زیرساختها، خدمات، حملونقل، معرفی بینالمللی و سیاستهای مرتبط با گردشگری زیارتی به شکل منسجم توسعه یابد.
در سطح ملی نیز ایران میتواند با پیوند دادن گردشگری تاریخی، فرهنگی، زیارتی، سلامت، طبیعتگردی و رویدادمحور، یک منظومه متنوع گردشگری ایجاد کند که هم درآمدزا باشد و هم به تقویت جایگاه ایران در روابط منطقهای و بینالمللی کمک کند.
واقعیت این است که ایران برای تبدیلشدن به یک مقصد مهم گردشگری، سرمایهای دارد که بسیاری از کشورها ناچارند آن را در طول دههها ایجاد کنند. تاریخ، تمدن و فرهنگ زنده. مسئله امروز بیش از آنکه کمبود جاذبه باشد، مسئله سیاستگذاری، زیرساخت، روایتگری حرفهای و تبدیل این سرمایه فرهنگی به ارزش اقتصادی و اجتماعی است.
در نهایت، شاید یکی از مهمترین درسهای عصر جدید این باشد که ملتها زمانی یکدیگر را بهتر میشناسند که فرصت دیدار پیدا کنند.گردشگری این فرصت دیدار را فراهم میکند. ایران نیز سرزمینی است که اگر جهان آن را از نزدیک ببیند، فقط یک مقصد را تجربه نکرده است؛ بلکه با بخشی از یک تمدن زنده، یک فرهنگ ریشهدار و جامعهای متنوع روبهرو شده است.
از حرم امام رضا(ع) تا بازارهای تاریخی، از زیارت تا میراث تمدنی، گردشگری میتواند روایت ایران را از یک تصویر دور به یک تجربه نزدیک تبدیل کند؛ تجربهای که هم برای اقتصاد ایران ارزش میآفریند و هم میتواند پلی برای ارتباط عمیقتر ایران با جهان باشد.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد گردشگری را نه فقط به عنوان «صنعت سفر»، بلکه به عنوان اقتصادِ ارتباطات، سرمایه اجتماعی و زبان نرم دیپلماسی ایران ببینیم.
دکتری جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، پژوهشگر و استاد دانشگاه

