(سید حبیب قاآنی،مدیر مسئول چمدان خبر)
ثبت جشنواره روز ملی زعفران خراسان رضوی در فهرست رویدادهای بینالمللی گردشگری، خبری امیدوارکننده است اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: طلای سرخ ایران چقدر به تجربهای واقعی برای گردشگران تبدیل شده است؟ دریافت عنوان بینالمللی، بهتنهایی نه گردشگر جذب میکند و نه سهم کشاورزان را از درآمد گردشگری افزایش میدهد. فاصله میان شهرت جهانی زعفران و حضور آن در سبد سفر، با برنامهریزی و اقدام عملی کاهش مییابد.
خراسان رضوی مزیتی کمنظیر دارد. مزارع زعفران، آیین برداشت، مهارت پاککردن گل، خوراک و صنایعدستی مرتبط، مجموعهای از روایتهای زندهاند که میتوانند سفر به مشهد را به روستاها و شهرهای پیرامونی پیوند دهند. بااینحال، گردشگری زعفران نباید به چند عکس از مزرعه یا بازدید تشریفاتی مهمانان جشنواره محدود بماند. گردشگر باید امکان مشارکت مسئولانه در برداشت، آشنایی با تولیدکننده، چشیدن محصولات محلی و خرید مطمئن از مبدأ را داشته باشد. نخستین الزام، طراحی محصول گردشگری است. مسیرهای مشخص میان مشهد، تربتحیدریه و زاوه، با زمانبندی متناسب با فصل گلدهی، راهنمای آموزشدیده، اقامتگاه مناسب و خدمات حملونقل قابلاعتماد معنا پیدا میکنند. بستههای سفر باید برای خانوادهها، گردشگران خارجی و علاقهمندان به کشاورزی و فرهنگ، متناسبسازی شوند. معرفی جشنواره بدون فراهمکردن امکان رزرو این تجربهها، فرصت تبلیغاتی را به تقاضای واقعی تبدیل نخواهد کرد.
الزام دوم، مشارکت عادلانه جامعه محلی است. کشاورز نباید صرفاً پسزمینه عکس گردشگران باشد. قراردادهای شفاف، دستمزد منصفانه، رعایت حریم خصوصی خانوادهها و سهم مستقیم روستاها از فروش خدمات، شرط پایداری این مسیر است. همچنین ورود بیضابطه بازدیدکنندگان به مزارع، آسیب به محصول و اختلال در کار برداشت، خط قرمزی است که برگزارکنندگان و تورگردانان باید جدی بگیرند.
سومین ضرورت، اعتبارسازی است. گردشگر خارجی بیش از شعار، به اطلاعات چندزبانه، قیمت روشن، استاندارد بهداشت، اصالت کالا و امکان پرداخت و خرید قابلپیگیری نیاز دارد. پیوند جشنواره با صادرکنندگان و شرکتهای دانشبنیان ارزشمند است، اما نمایشگاه تجاری جای تجربه گردشگری را نمیگیرد. باید میان مذاکره اقتصادی و برنامههای بازدید عمومی تمایز گذاشت و برای هرکدام هدف و شاخص ارزیابی تعریف کرد.
نکته مهم دیگر، هماهنگی میان متولیان است. وزارت میراث فرهنگی، اتاق بازرگانی، شهرداریها، دهیاریها و تشکلهای گردشگری باید مسئولیتهای مشخص داشته باشند؛ نه اینکه هر دستگاه تنها در روز افتتاحیه دیده شود. آموزش میزبانان، بیمه بازدیدها، مدیریت پسماند و حفاظت از منابع آب نیز باید در برنامه اجرایی جای گیرد. اگر کیفیت تجربه سنجیده نشود، افزایش تعداد بازدیدکنندگان حتی میتواند به نارضایتی کشاورزان و تخریب همان چشماندازی منجر شود که قرار است مزیت گردشگری منطقه باشد.
از سوی دیگر، نباید همه ظرفیتها در چهار روز جشنواره خلاصه شوند. جشنواره میتواند نقطه آغاز معرفی مسیرهای فصلی، موزهها و کارگاههای آموزشی، روایتهای دیجیتال و تقویم رویدادهای کوچکتر باشد. تبلیغات پرهزینه بدون سنجش تعداد گردشگران، مدت اقامت، هزینهکرد محلی و رضایت میزبانان، تنها تصویری زیبا اما کماثر تولید میکند.
بینالمللیشدن جشنواره زمانی معنا دارد که دسترسی، اطلاعرسانی و خدمات نیز استانداردی متناسب پیدا کنند. دعوت از سفرا و نهادهای خارجی فرصت است، نه معیار نهایی موفقیت. معیار واقعی آن است که مسافر پس از پایان مراسم، دلیلی روشن برای سفر به سرزمین زعفران داشته باشد و جامعه میزبان نیز از این سفر منتفع شود. طلای سرخ برای تبدیلشدن به جاذبهای ماندگار، بیش از عنوان و تریبون، به تجربه باکیفیت، مدیریت مسئولانه و استمرار نیاز دارد.

