چمدان خبر – گردشگری ایران برای بازگشت به بازارهای بینالمللی بیش از هر چیز به برنامهای عملیاتی، هماهنگ و قابل سنجش نیاز دارد. از این منظر، تأکید معاون گردشگری وزیر میراث فرهنگی بر تدوین بسته احیای گردشگری ورودی، میتواند گامی برای عبور از سیاستهای مقطعی و حرکت به سمت یک نقشه راه مشخص باشد.
به گزارش چمدان خبر ،انوشیروان محسنیبندپی در نشست «احیای گردشگری بینالمللی در شرایط بحرانی» مجموعهای از اقدامات را مطرح کرده است؛ از فعالسازی دیپلماسی منطقهای و برگزاری رودشوهای تخصصی تا توسعه پروازهای خارجی، تسهیل پرداخت گردشگران، ساماندهی مرزهای زمینی و تقویت گردشگری سلامت، زیارت و حلال.
وجه مهم این رویکرد، نگاه زنجیرهای به گردشگری است. گردشگر خارجی باید بتواند مقصد را انتخاب کند، بهسادگی به ایران برسد، فرآیند ورود را بدون مانع طی کند، خدمات مورد نیازش را دریافت و هزینههای سفر را بهراحتی پرداخت کند. اختلال در هر یک از این حلقهها، بخشی از بازار را از دسترس خارج میکند.
دیپلماسی باید به بازار منتهی شود
بازارهای منطقهای به دلیل نزدیکی جغرافیایی و اشتراکات فرهنگی، ظرفیت مهمی برای گردشگری ورودی ایران هستند. اما دیپلماسی گردشگری زمانی نتیجه میدهد که خروجی آن در قالب تور مشترک، مسیر پروازی، قرارداد میان دفاتر گردشگری و افزایش سفر دیده شود؛ نه صرفاً در نشستها و تفاهمنامهها.
رودشوهای تخصصی نیز میتوانند همین هدف را دنبال کنند. ایران جاذبه کم ندارد چالش اصلی، تبدیل این جاذبهها به محصولات مشخص و قابل فروش در بازارهای هدف است. محصولی که قیمت، مدت سفر، اقامت، حملونقل و تجربه گردشگر در آن روشن باشد.
دسترسی؛ پیششرط رقابت
توسعه پروازهای خارجی و استفاده از ظرفیت ایرلاینها، یکی از پیششرطهای احیای گردشگری ورودی است. گردشگری بینالمللی بدون دسترسی مناسب هوایی، امکان رقابت با مقاصد جایگزین را دشوار میکند.
در کنار آن، مرزهای زمینی برای بازارهای پیرامونی اهمیت دارند. مرز نخستین نقطه مواجهه گردشگر با ایران است و کیفیت خدمات، سرعت ورود و خروج و امکانات آن میتواند بر تصویر مقصد اثر بگذارد. بنابراین ساماندهی مرزها باید بخشی از سیاست گردشگری باشد، نه موضوعی صرفاً اداری.
زیرساختهای کوچک، اثرهای بزرگ
تسهیل پرداخت گردشگران خارجی نیز از اقداماتی است که میتواند تجربه سفر را بهبود دهد. ایجاد ابزارهای پرداخت ویژه، زمانی مؤثر خواهد بود که گردشگر بتواند در سراسر زنجیره سفر، از اقامت و غذا تا خرید و حملونقل، از آن استفاده کند.
در حوزه محصول نیز تمرکز بر گردشگری سلامت، زیارت و حلال قابل توجه است؛ اما هر کدام نیازمند زنجیره خدمات مشخص هستند. در گردشگری سلامت، خدمات درمانی باید با اقامت، حملونقل، مترجم و خدمات پس از درمان همراه شود و در گردشگری زیارت نیز سفر باید فراتر از بازدید صرف، به یک تجربه کامل تبدیل شود.
یک وزارتخانه به تنهایی کافی نیست
احیای گردشگری بینالمللی پروژه یک دستگاه نیست. حملونقل، امور خارجه، مرزها، شبکه بانکی، دستگاههای فرهنگی و بخش خصوصی هر کدام بخشی از این زنجیره را در اختیار دارند.
به همین دلیل، مهمترین آزمون بسته پیشنهادی، نحوه تقسیم کار میان دستگاهها خواهد بود. برای هر بازار هدف باید محصول، متولی، بودجه، زمانبندی و شاخص ارزیابی مشخص شود تا نتیجه برنامه قابل اندازهگیری باشد.
ایران از نظر میراث تاریخی، طبیعت، فرهنگ و تنوع گردشگری ظرفیت قابل توجهی دارد. مسئله اکنون کمبود جاذبه نیست؛ مسئله، اتصال این ظرفیتها به دسترسی، خدمات، بازاریابی و فروش است.
اگر بسته عملیاتی جدید بتواند این حلقهها را به یکدیگر متصل کند، احیای گردشگری از یک عنوان خبری به یک برنامه اقتصادی تبدیل خواهد شد؛ برنامهای که نتیجه آن باید در افزایش ورود گردشگر، ماندگاری بیشتر، رونق کسبوکارهای محلی و حضور مؤثرتر ایران در بازارهای منطقهای و جهانی دیده شود.
اکنون زمان آن است که «احیای گردشگری» از مرحله اعلام سیاست، وارد مرحله اجرا شود.

