رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد گفت: گردشگری پدیدهای پیچیده، پویا و بینرشتهای است که نمیتوان آن را صرفاً یک صنعت اقتصادی دانست، بلکه عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیستمحیطی بهصورت همزمان بر آن اثر میگذارند. در واقع گردشگرییک نظام پیچیده انسانی و اجتماعی است که تنها با نگاه علمی، بینرشتهای و آیندهنگر میتوان آن را شناخت.
این استاد دانشگاه، درباره چالشها و فرصتهای ایران در مسیر توسعه گردشگری پایدار اظهار کرد: توسعه گردشگری نباید تنها با شاخصهایی مانند افزایش تعداد گردشگران یا رشد درآمدهای اقتصادی سنجیده شود، بلکه باید میان توسعه اقتصادی، حفاظت از محیطزیست، حفظ میراث فرهنگی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی تعادل برقرار شود. ایران به دلیل برخورداری از ظرفیتهای فراوان طبیعی، تاریخی و فرهنگی، فرصتهای ارزشمندی برای توسعه گردشگری پایدار دارد، اما همزمان با چالشهایی مواجه است که بدون مدیریت علمی و برنامهریزی بلندمدت میتوانند روند توسعه گردشگری را با مشکل مواجه کنند.
سجاسی قیداری در ادامه فشار بر منابع طبیعی و محیط زیست را یکی از مهمترین این چالشها دانست و گفت: بسیاری از جاذبههای طبیعی کشور ازجمله جنگلها، سواحل، تالابها، کوهستانها و مناطق حفاظتشده با مشکلاتی مانند تخریب زیستگاهها، آلودگی، مدیریت نامناسب پسماند، مصرف بیرویه منابع آب و فشار ناشی از حضور گردشگران مواجهاند. اگر توسعه گردشگری بدون در نظر گرفتن ظرفیت تحمل محیط انجام شود، نهتنها موجب رونق اقتصادی نخواهد شد، بلکه ارزش اصلی جاذبهها نیز از بین خواهد رفت. تعیین ظرفیت پذیرش مقاصد، کنترل تعداد بازدیدکنندگان و اجرای برنامههای حفاظت محیط زیست از الزامات توسعه پایدار گردشگری در ایران است.
وی، نبود برنامهریزی یکپارچه و بلندمدت را از دیگر چالشهای این حوزه دانست و افزود: گردشگری به همکاری میان نهادهای مختلف ازجمله دستگاههای متولی میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداریها، وزارت راه، سازمان حفاظت محیط زیست، بخش خصوصی و جوامع محلی نیاز دارد. نبود هماهنگی میان این بخشها موجب میشود تصمیمهای توسعهای در برخی موارد بدون توجه به آثار اجتماعی و زیستمحیطی آنها اجرا شود.
رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر گردشگری گفت: ایران به دلیل قرار گرفتن در منطقه خشک و نیمهخشک جهان با مشکلاتی مانند کاهش منابع آب، افزایش دما و بیابانزایی مواجه است و این عوامل میتوانند بر جذابیت و قابلیت استفاده از بسیاری از مقاصد گردشگری تأثیر بگذارند. بنابراین برنامهریزی گردشگری باید با سیاستهای سازگاری با تغییرات اقلیمی و مدیریت پایدار منابع طبیعی همراه باشد.
سجاسی قیداری در عین حال ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و طبیعی ایران را فرصت مهمی برای توسعه گردشگری پایدار دانست و اظهار کرد: تنوع جاذبههای طبیعی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی، آثار ثبتشده جهانی، شهرهای تاریخی، تنوع اقلیمی، فرهنگهای محلی، صنایعدستی، آیینها و غذاهای سنتی زمینه مناسبی برای توسعه گردشگری فرهنگی، طبیعتگردی، بومگردی، گردشگری روستایی و گردشگری سلامت فراهم کرده است. این تنوع میتواند به توزیع متوازن گردشگران در مناطق مختلف کشور و کاهش فشار بر مقاصد پرتردد کمک کند، مشروط بر اینکه توسعه گردشگری با برنامهریزی صحیح و توجه به ظرفیتهای محیطی و اجتماعی انجام شود.
وی در پاسخ به اینکه پیام اصلی کتاب برای مدیران، دانشجویان و فعالان صنعت گردشگری چیست، گفت: مهمترین پیام کتاب این است که گردشگری پدیدهای پیچیده، پویا و ذاتاً بینرشتهای است و شناخت و مدیریت آن بدون اتکا به نظریههای علمی، مدلهای مفهومی و پژوهشهای معتبر امکانپذیر نیست. گردشگری را نباید صرفاً یک صنعت اقتصادی یا مجموعهای از خدمات مرتبط با سفر دانست، بلکه باید آن را نظامی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیستمحیطی در نظر گرفت که اجزای آن به شدت با یکدیگر در ارتباط هستند. از این رو، هر تصمیمی که در این حوزه گرفته میشود میتواند پیامدهایی فراتر از افزایش تعداد گردشگران یا درآمدهای اقتصادی داشته باشد و بر فرهنگ، محیطزیست، کیفیت زندگی جوامع محلی و حتی روابط بینالمللی اثر بگذارد.
رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد یکی دیگر از پیامهای مهم کتاب را ضرورت شناخت دقیق مفاهیم پایه دانست و گفت: اصطلاحاتی مانند گردشگر، مقصد، جاذبه، محصول گردشگری، پایداری و توسعه گاهی در موقعیتهای مختلف معانی متفاوتی پیدا میکنند. این ابهامهای مفهومی میتواند موجب شود پژوهشگران، مدیران و برنامهریزان برداشتهای متفاوتی از یک موضوع داشته باشند و در نهایت سیاستها و برنامههای اجرایی نیز دچار ناهماهنگی شوند. پیام دیگر کتاب، ضرورت پیوند میان نظریه و عمل است. نظریهها صرفاً مباحث انتزاعی دانشگاهی نیستند، بلکه ابزارهایی هستند که میتوانند برای تحلیل مسائل واقعی گردشگری مورد استفاده قرار گیرند؛ از مدل چرخه حیات مقصد در مدیریت مقاصد گرفته تا نظریه فشارـ کشش برای شناخت انگیزههای گردشگران و مدلهای پایداری برای حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی.
سجاسی قیداری تأکید کرد: دانشجویان نیز علاوه بر یادگیری مهارتهای مدیریتی، باید با مبانی علوم اجتماعی، محیطزیست، فرهنگ و برنامهریزی آشنا باشند تا بتوانند در آینده تصمیمهای جامعتر و مؤثرتری اتخاذ کنند، زیرا هیچ رشته علمی به تنهایی قادر نیست تمام ابعاد گردشگری را توضیح دهد. فناوری، جهانیشدن، تغییرات اقلیمی، بحرانهای اقتصادی، بیماریهای فراگیر و تغییر رفتار گردشگران میتوانند مسیر توسعه این حوزه را دگرگون کنند. بنابراین مدیران و فعالان گردشگری نباید به الگوهای ثابت و سنتی اکتفا کنند، بلکه باید آمادگی یادگیری، نوآوری و انطباق با شرایط جدید را داشته باشند. نظریهها نیز باید به صورت مستمر بازنگری و تکمیل شوند تا بتوانند پاسخگوی مسائل نوظهور باشند. موفقیت یک مقصد تنها با افزایش تعداد گردشگران یا درآمد حاصل از گردشگری سنجیده نمیشود. توسعه زمانی موفق خواهد بود که میان منافع اقتصادی، حفاظت از محیطزیست، حفظ میراث فرهنگی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی تعادل برقرار شود.
وی در پایان تصریح کرد: مهمترین پیام این کتاب برای مدیران، دانشجویان و فعالان صنعت گردشگری آن است که گردشگری بیش از آنکه یک صنعت باشد، یک نظام پیچیده انسانی و اجتماعی است که تنها با نگاه علمی، بینرشتهای و آیندهنگر میتوان آن را شناخت و مدیریت کرد. باید به جای حفظ کردن نظریهها، شیوه اندیشیدن علمی را آموخت و در تحلیل مسائل گردشگری از چارچوبهای نظری، شواهد پژوهشی و تفکر انتقادی بهره گرفت. آینده گردشگری متعلق به مدیران و پژوهشگرانی است که بتوانند میان دانش نظری، تجربه عملی، فناوریهای نوین و اصول توسعه پایدار پیوند برقرار کنند.

